سلطان محمد مطربي سمرقندي

540

تذكرة الشعراء ( فارسي )

غزل : عرض نياز مىكند ديدهء خون‌فشان من * پردهء راز مىدرد نالهء جان‌ستان من صبر و قرار مىبرد غمزهء چشم مست تو * رحم چرا نمىكند بر دل ناتوان من اى بت تندخوى من عشق تو آبروى من * درد و غم تو تازه شد هرنفسى به جان من خنجر ناز مىزنى بر جگر من از كرم * شكر كه بر سر آمده دولت ناگهان من گر نه بر اوج دلبرى ماه رخ تو جلوه كرد * پس به فلك چرا رود عربده و فغان من سرور دو جهان من مهر رخت عيان من * آفت عقل و جان من غارت خان‌ومان من من چو « سعيد » خسته‌دل در رخ تو شده خجل * تا به جهان عيان شده ، درد و غم نهان من در قريهء متبركهء ده‌بيد متوطن است . [ « 208 » ] [ سياقى هروى ] [ زندهء 979 ق / 1571 م ] سياقى ، تخلّص جناب وزارت‌مآب ميرزا محمود ديوان است . در ايام سلطنت

--> ( 208 ) . ميرزا محمود سياقى هروى ، پسر خواجه كمال الدين حسين هروى كه پدرش از مشاهير متصوفهء زمان خود و از سادات صحيح النسب هرات بود . ميرزا محمود پس از برادرش ميرزا حسن ، به وزارت اسفنديار سلطان در فرغانه رسيد و در خط ، انشا ، معما ، عروض و قافيه دست داشت و مردى بسيار خوش خوى بود و در اقسام شعر تسلط داشت و شعر را خوب مىگفت : تاريخ نظم و نثر در ايران ، 1 / 598 - 599 .